ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

135

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

كارى را به مفهوم نخواستن و نپسنديدن غير آن تلقّى كنيم . ابو هذيل و ديگر همفكران وى گفته‌اند : افعالى كه مانند حركت و سكون ، به وسيلهء اعضا و جوارح انجام مىشوند ، انجام هريك از آنها به‌معناى ترك غير آن است ؛ اما امورى كه مانند خواستن و نخواستن و آگاه شدن و امثال آن ، از قبيل امور باطنى به شمار مىآيند ، هيچ‌يك از اين افعال به‌معناى ترك غير آن نيست ؛ چه اينكه گاهى در يك قلب ، چند عمل ضدّ يكديگر باهم جمع مىشوند ولى دو عمل مانند حركت و سكون در يك عضو جمع نمىشوند . 96 . عبد اللّه مىگويد : هنگامى كه گفته شود فلانى انجام كارى را ترك كرد ، اين سخن اثبات نمىكند كه او كارى انجام داده است ، مگر آنكه در همان جاى ترك فعل ، كار ديگرى انجام داده باشد ؛ كه در اين صورت لفظ ديگرى لازم است تا فعل او را ثابت نمايد . گاهى انسانى را به خاطر ترك آنچه بدان دستور داده شده عاصى مىناميم و گاهى نيز به سبب ارتكاب كارىكه از آن نهى شده است ، گناهكار مىدانيم . همچنين شخصى را كه از كارى نهى شده باشد و آن را انجام ندهد ، مطيع به حساب مىآوريم ، [ هرچند ] به جاى آن ، كارى را كه بدان فرمان داده شده انجام نداده باشد . و گاهى هم به خاطر انجام كارى كه بدان دستور داده شده ، مطيع مىدانيم . هنگامى كه خداوند به بنده‌اى مىفرمايد : تكان نخور و او حركت نمىكند ، اين شخص مطيع به شمار مىآيد ؛ زيرا عملى را كه مورد نهى است ، انجام نداده است ؛ نه به اين خاطر كه او كارى انجام داده كه مورد فرمان الاهى بوده است ؛ چه اينكه او اساسا به انجام چيزى دستور داده نشده و تنها از انجام كارى نهى شده است . 97 . گروهى گفته‌اند : هنگامى كه انسان در مكانى قرار دارد ، نمىتواند به سمت تمامى جهات شش‌گانه حركت كند ، چه اينكه اگر قادر بود ، حتما انجام داده بود و [ از طرفى ] تحقّق يكبارهء اين عمل از وى محال است . اما عبد اللّه مىگويد : چنين چيزى محال نيست ؛ زيرا خداوند قادر است كه زنده كند ، بميراند ، ايجاد كند و بازگرداند ؛ ولى ممكن نيست قدرت الاهى بر تمامى اين